جستجو | درباره ما | ارتباط با ما
English
صفحه اصلی
آستانه
بهاریه
تصویر خیال
نقد و نظر
باز هم نوشتن
از چیزهای دیگر
کتابخانه
پیوندها
این روشنای نزدیک ساخت PDF چاپ ارسال به دوست

همه چیز از اینجا شروع شد -

نخستین جایزه ی ادبی ایران -  یک فکر نبود یا حتی یک ایده ی ناب ...

یک جای خالی بود توی ادبیات ما که این روزها آدمهایش خیلی جوان تر شده اند از قبل ، یک فراخوان ساده بود ، یک جایزه ی ادبی مستقل که می خواهد متفاوت باشد . اولین عنصر برای استقلال یک جایزه ، استقلال مالی این جایزه است - این را مطمئن بودیم که اگر غیر از این باشد همه چیز به هم می خورد - حل این مساله به این سادگی ها هم نبود ... اگر قرار باشد که سایت راه اندازی کنی و فراخوان بدهی و توی چندتا سایت کله گنده هم تبلیغ کنی و بعد آثار را پرینت کنی و به تعداد داوران تکثیر کنی - مثلا حدود صد هزار برگ - و بعد ... باید پول خرج کنی .  میلیونی .. و من این کار را کردم . ( اگر شما هم الان بلند به من گفتید احمق .. فکر کنم هزارمین نفری باشید که این جمله را خطاب به من گفته است ) ...


همه ی کارها را راه انداختیم و فراخوان دادیم و یک اتفاق تازه افتاد . اتفاقی که خودمان هم پیش بینی آن را نمی کردیم . اتفاقی که مسئولیت ما را بیشتر از گذشته می کرد . حجم آثار رسیده به طور غیر قابل تصوری زیاد بود - و چه قدر تک تک مخاطبان ما برای ما دوست داشتنی و قابل احترام هستند - ما هم که قبلا و با مشاوره با بیش از پنجاه نویسنده و شاعر بزرگ کشور و به پیشنهاد هیئت علمی نخستین جایزه ی ادبی ایران ، عملکرد نخستین جایزه ی ادبی ایران را اعلام کرده بودیم داوری آثار رسیده را شروع کردیم .

یکی از داستان نویسان خوب کشور همزمان با داوری برایم ایمیل می زند که " سالها پیش وقتی قطار برای اولین بار به ایران آمد ، عده ای ایستادند و تماشا می کردند . همین که قطار شروع به حرکت کردشروع به  پرتاب کردن سنگ به قطار کردند ، دوست عزیزم مواظب باش که قطار جایزه ی ادبی ایران به راه افتاد "

بعدها که گذشت ، همزمان با اعلام نتایج داوری متوجه مفهوم واقع این جمله شدم و قرار نیست اینجا از سختی ها و سنگ اندازی های معدود افرادی که تمام تلاش های خود را برای مختل کردن جایزه انجام دادند سخنی به زبان بیاورم اما فقط به این رسیده ام که " همیشه کسانی مدعی جشنواره ها و جوایز ادبی هستند که اهل رانت باشند ، اگر که بازنده ی این جشنواره ها و جوایز باشند مدعی این هستند که حق شان پایمال شده است و اگر برنده باشند مطمئن باشید که حق شان برنده شدن است " 

سخت بود ... خیلی سخت . نه برای من ، بلکه برای همه ی تیم ما ...( چه قدر این سه نقطه ها برای نگفتن ناگفته ها کارآمد می شوند ) 

بگذریم حالا همه چیز روبه راه می شود... عید و بهار که آمد ما میزبان بودیم ، میزبان بزرگانی که هنوز شیرینی حضورشان به کام ما و مخاطبانمان نشسته است .

جناب آقای شاپور جورکش با بهار این طور شروع می شد و البته همه ی مهربانی هایش . دکتر کاووس حسن لی که از یک بامداد بهاری در حافظیه برایمان گفت . جناب آقای اسدالله امرایی با داستانی که چه قدر حرف برای گفتن داشت .علیرضا محمودی ایرانمهر که همیشه برای کشف لحظات ایده های جدیدی دارد .خانم فرخنده ی آقایی با حلزونهای برهنه اش و یک دنیا حرفی که در آن بود .دکتر محمد دهقان و بهار و آرزوهای بزرگش . علی قانع و هفت مقدس بهار وی .پگاه احمدی که شعر جدیدی را برای ما به هدیه آورد . طلا نژاد حسن که این بار در بهارانه اش به دفاع از نویسندگان زن پرداخته است . مونا شبستری و بهارانه ای که برای ما ارسال کرده است . دکتر احمد اخوت و تا روشنایی بنویس و همه ی پندهایی که دارد . کامیار عابدی که شعر منتشر نشده ای از خودش را برای ما ارسال کرد و از ایران رفت .مه کامه رحیم زاده برایمان از داستان نوشتن یک داستان می گوید . مهدی ربی هم که مدعی است " اینجا از زمستان خبری نیست " مهرداد شهابی برایمان سایت انگلیسی را به روز می کند . دکتر سید فرشید سادات شریفی چند روایت جدید برایمان می نویسد .خالد رسول پور از بهار سالهای دور برایمان می نویسد . آراز بارسقیان برای بهار و دبیر و جایزه ادبی و سایر امور می نویسد . آزاده ی نجفیان هم برایمان از بهار می نویسد با همه ی حرفهایش . فاطمه ی عباسی هم ما را میهمان می کند به یک شعر دلنشین . 

------

ما امیدواریم امسال با نه جلد کتاب به استقبال شما در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران بیاییم .

کتاب های برگزیده : 

کسی انگار دارد می نوازد - مجموعه ی داستانهای برگزیده -

آوازهایی را که باد برد      - مجموعه ی اشعار -

کتاب های سطح دوم ( آثار قابل تقدیر ) : 


اینجا خبری نیست 


پیاده تا افق 


نیمی از یک خیابان بلند 


راز کوچه های آجری


و

مجموعه ی سه جلدی این روشنای نزدیک ( دایره المعارف داستان نویسان و شاعران جوان )




 غرفه ی انتشارات سخن گستر در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران که از 16 تا 26 اردیبهشت ماه برگزار می شود ،  میزبان شما خواهد بود . جهت اطلاع از آدرس دقیق غرفه ی انتشارات سخن گستر ، می توانید هم از طریق این پست و هم از طریق سایت انتشارات سخن گستر  اطلاعات کامل را - به محض مشخص شدن آدرس غرفه - به دست آورید .

پی نوشت :


من دربعدازظهر چهارشنبه 23 اردیبهشت ماه ، در غرفه ی انتشارات سخن گستر خواهم بود و بی صبرانه منتظر همه ی دوستان خوبم هستم که شاید " نمایشگاه بین المللی تهران بهترین فرصت برای دیدن و همصحبتی با آنها باشد "


به امید دیدار شما - تا 23 اردیبهشت ماه

Top Of Page
استفاده از مطالب این وب سایت تنها با ذکر منبع امکان پذیر می باشد

Design By Sokhan Web Design